به گزارش حیات به نقل از ایرنا، بعید است در خیابانهای شهر گذر کنید و نوجوانانی را ببینید که سیگاری در دست ندارند؛ گاهی چند نوجوان کمسنوسال در کنار یکدیگر نشستهاند و سیگار میکشند، گویی نداشتن سیگار در چنین جمعی اتفاقی عجیب است.
روایت یک نوجوان ۱۷ ساله که چهار سال پیش، یعنی در ۱۳ سالگی، سیگار را تجربه کرده، تصویری روشن از این مسئله ارائه میدهد؛ نوجوانی که ابتدا سیگار را آرامکننده میدانست اما در گفتوگویی دوستانه سرانجام دلیل دیگری را نیز مطرح کرد: دوستانش سیگار میکشند و او نمیتوانسته از جمع آنها فاصله بگیرد.
این تجربه، تنها یک نمونه از مواجهه زودهنگام نوجوانان با دخانیات است؛ دورهای که نوجوان در آن همزمان با تغییرات جسمی و روانی در حال شکل دادن به هویت خود، یافتن جایگاه در میان همسالان و تجربه استقلال است و همین ویژگیها میتواند او را در برابر برخی رفتارهای پرخطر آسیبپذیرتر کند.
نمایش سیگار در مغازهها؛ قانونی که اجرا میخواهد
در کنار عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی، نحوه عرضه و دسترسی به محصولات دخانی نیز میتواند در معرض دید قرار گرفتن این محصولات را برای نوجوانان افزایش دهد. در حالی که تبلیغ سیگار در کشور ممنوع است، نمایش محصولات دخانی در واحدهای صنفی نیز طبق ماده ۱۳ آییننامه اجرایی قانون کنترل دخانیات، در صورتی که موجب جلب توجه مصرفکننده شود، ممنوع است.
بر اساس این مقررات، نصب سیگار پشت سر فروشنده، چیدن پاکتهای متنوع سیگار روی قفسههای قابل مشاهده، استفاده از استندهای برنددار و نورپردازی یا ایجاد ویترین برای محصولات دخانی از مصادیق تخلف عنوان شده و برای آن مجازاتهایی از اخطار و جریمه نقدی تا پلمب موقت یا دائم و ضبط محصولات دخانی پیشبینی شده است.
با این حال، مشاهده محصولات دخانی در معرض دید در برخی واحدهای صنفی، این پرسش را مطرح میکند که قوانین موجود تا چه اندازه در عمل اجرا و بر اجرای آنها نظارت میشود؛ موضوعی که بهویژه از منظر پیشگیری از مواجهه و دسترسی نوجوانان به دخانیات قابل توجه است.
گرایش نوجوانان به دخانیات یک علت واحد ندارد
دکتر «فاطمه متینخواه» رواندرمانگر و متخصص روانشناسی، گرایش کودکان و نوجوانان به سیگار و دیگر مواد دخانی را نتیجه تعامل عوامل مختلف میداند و معتقد است نمیتوان برای این رفتار یک علت مشخص و واحد تعیین کرد.
وی گفت: عوامل زیستی، روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی در کنار یکدیگر میتوانند زمینه گرایش نوجوان به دخانیات را فراهم کنند و بسیاری از مصرفکنندگان نیز نخستین تجربه خود را پیش از ۱۸ سالگی داشتهاند.
متینخواه، کنجکاوی و تمایل به تجربههای جدید، هیجانخواهی، تکانشگری، نیاز به پذیرفتهشدن و تعلق به گروه همسالان، اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، ناتوانی در مدیریت استرس و هیجانهای منفی، عزت نفس پایین و احساس ناکافی بودن را از جمله عوامل روانشناختی مؤثر بر گرایش نوجوانان به دخانیات برشمرد.
این رواندرمانگر و متخصص روانشناسی همچنین مواجهه با الگوهای مصرف در خانواده، رسانهها و شبکههای اجتماعی و الگوبرداری نوجوان از افراد مشهور و چهرههای مورد توجه جامعه را از دیگر عوامل مؤثر دانست.
متینخواه درباره رابطه مشکلات روانی و مصرف سیگار نیز گفت: این رابطه دوسویه است؛ به این معنا که برخی نوجوانان ممکن است ابتدا برای کنار آمدن با اضطراب، فشار روانی یا خلق افسرده به عنوان یک راهحل کوتاهمدت به سیگار روی بیاورند، اما مصرف نیکوتین در بلندمدت میتواند خطر وابستگی و مشکلات خلقی را افزایش دهد.
هیجانخواهی و ضعف در نه گفتن
متینخواه با اشاره به نتایج یک پژوهش داخلی درباره عوامل خطرساز و محافظتکننده مصرف دخانیات در نوجوانان بیان کرد: هیجانخواهی بالا، تکانشگری، ضعف جراتمندی و مهارتهای اجتماعی از جمله نه گفتن، خودپنداره منفی و عزت نفس پایین، خُلق افسرده و ناتوانی در تنظیم هیجان از عوامل افزایشدهنده خطر هستند.
این رواندرمانگر و متخصص روانشناسی افزود: نوجوانی که به دنبال تجربههای جدید و متنوع است ممکن است برای پاسخ به نیاز درونی خود به تجربهگرایی و هیجان، رفتارهای پرخطر از جمله مصرف دخانیات را انتخاب کند.
به گفته متینخواه، تکانشگری نیز میتواند با ضعف آیندهنگری، تصمیمگیریهای ناگهانی و ناتوانی در به تأخیر انداختن لذت همراه باشد و احتمال گرایش به مصرف دخانیات را افزایش دهد.
وی تأکید کرد که وجود این ویژگیها به معنای سیگاری شدن قطعی نوجوان نیست، بلکه این ویژگیها عوامل خطرساز هستند و وجود آنها باید خانواده را نسبت به ضرورت تقویت عوامل پیشگیرانه هوشیارتر کند.
متینخواه ادامه داد: نوجوانی دوره شکلگیری هویت است و فرد در این مرحله با پرسشهایی مانند «من چه کسی هستم؟»، «دوست دارم شبیه چه کسی باشم؟» و «دیگران من را چگونه میبینند؟» مواجه است؛ بنابراین احساس تنهایی، اضطراب، افسردگی یا ناتوانی در برقراری ارتباط با گروه همسالان میتواند آسیبپذیری او را افزایش دهد.
آرامش کوتاهمدت و چرخه وابستگی
این متخصص روانشناسی با اشاره به تصور نادرست برخی نوجوانان درباره آرامکنندگی سیگار گفت: ممکن است نوجوان تصور کند سیگار اضطراب و استرس او را کاهش میدهد، اما این آرامش موقتی است.
وی توضیح داد: با شکلگیری وابستگی به نیکوتین، کاهش سطح نیکوتین در بدن میتواند با افزایش استرس و اضطراب همراه شود و فرد برای رفع این احساس دوباره به مصرف روی بیاورد؛ در نتیجه چرخهای از وابستگی و افزایش مصرف شکل میگیرد.
خانواده؛ نه مقصر همه مشکلات و نه بیتأثیر
متینخواه نقش والدین را در پیشگیری از مصرف دخانیات مهم، اما غیرمطلق دانست و گفت عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی و سیاستگذاری نیز باید در کنار نقش خانواده مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: خانوادههایی که رابطهای گرم و صمیمی با فرزند دارند و همزمان قوانین روشن و نظارت مناسب اعمال میکنند، احتمال گرایش فرزندانشان به مصرف دخانیات را کاهش میدهند.
به گفته وی، در مقابل، تعارض شدید خانوادگی، نبود فضای امن و گرم، بیتوجهی والدین و نظارت ضعیف بر روابط نوجوان میتواند خطر گرایش به دخانیات را افزایش دهد.
این رواندرمانگر، فرزندپروری مقتدرانه را مناسبترین شیوه دانست و گفت: در این شیوه، والدین رابطهای گرم، صمیمانه، امن و حمایتگر دارند و در کنار آن قوانین روشن و نظارت مناسب را اعمال میکنند.
وی همچنین کمبود گفتوگو و صمیمیت در خانواده را عاملی دانست که میتواند نوجوان را برای دریافت حمایت، پذیرش و شکلگیری هویت به سمت گروه همسالان ناسالم سوق دهد.
واکنش والدین؛ گفتوگو به جای تحقیر
متینخواه یکی از مهمترین اشتباهات والدین پس از آگاهی از مصرف سیگار فرزند را واکنش شدید، تحقیر، تنبیه و مقایسه او با دیگر همسالان دانست و گفت: چنین واکنشهایی میتواند نوجوان را به جای گفتوگو با والدین، به سمت پنهانکاری سوق دهد.
وی توصیه کرد والدین ابتدا از صحت موضوع مطمئن شوند و در صورت عصبانیت، میان زمان اطلاع از مصرف و واکنش خود فاصلهای ایجاد کنند تا با آرامش با فرزندشان صحبت کنند.
به گفته متینخواه، والدین باید بدون تبدیل گفتوگو به بازجویی، علت گرایش نوجوان را جستوجو کنند؛ اینکه آیا فشار دوستان عامل مصرف بوده، نوجوان در جمع احساس تنهایی میکند یا برای کاهش اضطراب و استرس تصور میکند سیگار به او کمک میکند.
وی افزود: اگر والدین احساس میکنند نمیتوانند گفتوگوی مناسبی با نوجوان داشته باشند، میتوانند از فردی در خانواده که ارتباط بهتری با او دارد یا از روانشناس و مشاور کمک بگیرند.
نخستین نشانهها را جدی بگیریم
این متخصص روانشناسی، پیدا شدن فندک یا وسایل مرتبط با دخانیات، تمام شدن غیرعادی پول توجیبی، بوی دود روی لباس، مو یا داخل اتاق، سرفههای مکرر و مصرف دخانیات توسط دوستان نوجوان را از جمله نشانههایی دانست که میتواند توجه والدین را جلب کند.
وی تأکید کرد: حتی تجربه یکباره دخانیات نیز نباید نادیده گرفته شود، هرچند یک بار مصرف به معنای وابستگی نیست.
متینخواه همچنین باور اینکه «اگر نوجوان قرار است سیگار بکشد، بهتر است در خانه و کنار خانواده مصرف کند» را نادرست دانست و گفت چنین رفتاری در عمل میتواند پیام اجازه و عادیبودن مصرف را به نوجوان منتقل کند.
وی توصیه کرد والدین از همان ابتدا، بدون سرزنش و تحقیر، با نوجوان درباره علت مصرف، پیامدهای آن و خطر وابستگی به نیکوتین گفتوگو کنند و اگر فشار گروه همسالان زیاد است، به او در پیدا کردن گروههای دوستی سالمتر و تقویت مهارت مقابله با فشار همسالان کمک کنند.
پیشگیری از کودکی آغاز میشود
متینخواه پیشگیری را محدود به زمانی که مشکل ایجاد شده است ندانست و گفت این فرایند باید از سالهای کودکی آغاز شود.
وی افزود: والدین میتوانند از حدود پنج یا ۶ سالگی و در موقعیتهای روزمره، نگرش خود را درباره دخانیات به شکل آرام و غیرمستقیم به کودک منتقل کنند؛ برای نمونه، مخالفت خود با مصرف دخانیات را در مواجهه با مصرفکننده در فیلم، خیابان یا محیطهای دیگر بیان کنند.
این رواندرمانگر همچنین والدین سیگاری را به ترک مصرف توصیه کرد و گفت اگر والد قادر به ترک نیست، دستکم باید درباره وابستگی خود، دشواری ترک و آسیبهایی که متحمل شده است با نوجوان صادقانه صحبت کند و در عین حال مصرف دخانیات در خانه را مجاز نداند.
نوجوانی را فقط دوران خطر نبینیم
شهناز صداقتزادگان جامعهشناس و استاد دانشگاه، کاهش سن تجربه دخانیات را در پیوند با تغییرات دوره بلوغ و شرایط اجتماعی و فرهنگی نوجوانان بررسی میکند و معتقد است نوجوانی نباید صرفاً به عنوان یک دوره تهدیدآمیز دیده شود.
وی گفت: بلوغ مرحله گذار از کودکی به بزرگسالی است و سرعت تغییرات جسمی در این دوره گاه از آمادگی کودک برای ورود به این مرحله جلو میزند؛ بنابراین ممکن است نوعی فاصله میان بلوغ جسمی و آمادگی فکری و دانایی مورد نیاز برای این مرحله ایجاد شود.
صداقتزادگان افزود: نوجوانان در گذشته نیز با مسائل دوران بلوغ مواجه بودند، اما زندگی بستهتر و فاصله بیشتر از رسانههای امروزی باعث میشد مواجهه آنان با برخی رفتارها دیرتر اتفاق بیفتد؛ در حالی که امروز رسانهها و فضای مجازی این فاصله را کاهش دادهاند و نوجوان در سن پایینتری با الگوها و رفتارهای مختلف مواجه میشود.
به گفته وی، آمادهسازی کودک برای دوران بلوغ باید پیش از ورود به این مرحله و با همکاری خانواده، مدرسه و رسانه انجام شود و آشنایی نوجوان با واقعیتها و تغییرات این دوره میتواند به عبور سالمتر از آن کمک کند.
انرژی نوجوان اگر مسیر نداشته باشد، ممکن است به بیراهه برود
این جامعهشناس تأکید کرد بلوغ فقط دوره بحران و تهدید نیست، بلکه یکی از پرانرژیترین و خلاقترین مراحل زندگی است.
وی گفت: نوجوان در این دوره نیازمند دیدهشدن، تشویقشدن، به حساب آمدن، تجربه هیجان و نشان دادن تفاوت و تشخص خود است و اگر این انرژی در مسیر مناسبی هدایت نشود، رفتارهای پرخطر میتوانند جایگزین فعالیتهای سازنده شوند.
صداقتزادگان، هنر، موسیقی، نقاشی، ادبیات، فعالیتهای دینی و قرآنی، ورزش، فعالیتهای فنی و حرفهای و فعالیتهای علمی را از جمله مسیرهایی برشمرد که میتوان متناسب با علاقه و استعداد نوجوان برای هدایت این انرژی به کار گرفت.
وی با اشاره به شرایط محیطی نوجوانان افزود: بسیاری از نوجوانان بخش زیادی از روز را در مدارسی با امکانات محدود برای علایق مختلف میگذرانند و در خانواده نیز گفتوگوها گاه بیشتر حول گرانی، تورم، بیکاری، جنگ و نگرانی درباره آینده شکل میگیرد؛ در حالی که نوجوان در دوره بلوغ حساسیت بیشتری نسبت به محرکهای محیطی دارد.
وقتی هیجان و دیدهشدن پاسخ مناسبی پیدا نمیکند
صداقتزادگان گفت: نوجوان نیازمند هدایت انرژی، هیجان، جلوهگری، دیدهشدن، تشویق و احساس خاصبودن است و اگر محیط مناسب برای پاسخ به این نیازها فراهم نباشد، رفتارهای دیگری میتوانند جای آن را بگیرند.
وی افزود: دخانیات برای نوجوان در دسترس، کمهزینه و از نگاه او تا حدی هیجانانگیز است و مصرف چند نخ سیگار میتواند به شکل سادهای این نیاز به تجربه و جلوهگری را پاسخ دهد.
به گفته این جامعهشناس، این مسئله درباره دختران نیز اهمیت دارد، زیرا گزینههای اجتماعی در دسترس آنان برای برخی فعالیتهای هیجانی و جلوهگری ممکن است محدودتر باشد و دخانیات با هزینه کم و دسترسی آسان، از نگاه نوجوان میتواند به یکی از انتخابها تبدیل شود.
دختران و مسئله کلیشههای جنسیتی
صداقتزادگان در بررسی افزایش مصرف دخانیات میان زنان و دختران، بر نقش نگرشها و کلیشههای جنسیتی تأکید کرد و گفت دختران و زنان با نگرشهایی مواجهاند که بر اساس آنها برخی نقشها زنانه و برخی دیگر مردانه تعریف میشوند.
وی افزود: گسترش ارتباطات و فضای مجازی باعث شده دختران ایرانی سبک زندگی و امکانات زنان در دیگر جوامع را بیشتر ببینند و همین مقایسه میتواند بر نگرش آنان نسبت به انتخاب، استقلال و جایگاه اجتماعی اثر بگذارد.
این جامعهشناس گفت: نیاز به دیدهشدن، به حساب آمدن و جلوهگری در دوران بلوغ به اوج میرسد و هنر، ورزش و شغل در طول تاریخ از جمله ابزارهایی بودهاند که جوامع برای پاسخ به این نیاز فراهم کردهاند.
صداقتزادگان معتقد است در شرایطی که کلیشههای جنسیتی همچنان در جامعه و رسانهها وجود دارد و برخی دختران احساس میکنند حق انتخاب آنان محدود شده است، ممکن است مصرف دخانیات برای بخشی از آنان به شکل نمادین، واکنشی برای نشان دادن استقلال، مدرن بودن یا مقاومت در برابر این کلیشهها تلقی شود.
وی تأکید کرد استعمال دخانیات را نباید صرفاً رفتاری مردانه تلقی کرد و درباره دختران نیز باید آن را در چارچوب گستردهتری از نیاز به انتخاب و واکنش به نگرشهای جنسیتی بررسی کرد.
پیشگیری؛ از شناخت نوجوان تا ساختن مسیرهای سالم
برآیند این دو دیدگاه نشان میدهد که مواجهه با مصرف دخانیات در نوجوانان، تنها با هشدار درباره زیانهای سیگار یا برخورد پس از شروع مصرف حل نمیشود؛ از یک سو شناخت عوامل روانشناختی، تقویت رابطه والد و فرزند، آموزش مهارت «نه گفتن» و مدیریت استرس و واکنش درست خانواده اهمیت دارد و از سوی دیگر، نوجوان به محیطی نیاز دارد که انرژی، هیجان، خلاقیت، نیاز به دیدهشدن و میل به استقلال او را در مسیرهای سالم پاسخ دهد.
در چنین رویکردی، پیشگیری نه از زمانی که نوجوان سیگار را در دست گرفته، بلکه از سالهای پیش از بلوغ آغاز میشود؛ زمانی که خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی هنوز فرصت بیشتری برای شکل دادن به نگرشها، مهارتها و انتخابهای نوجوان دارند.
انتهای پیام//





نظر شما